این صحبت ها زمانی انجام شده که مرد بیچاره درحال جارو برقی کشیدن خانه است و همسر ظالمش جلوی آینه اتاقش در حال آرایش کردن (لکه گیری) است !!!
خواهشاً در این گفتگو به لحن بد و تند و بی ادبانه خانوم و لحن شیرین و دلنشین و مهربانانه مرد زحمت کش توجه فرمایید .
مرد زحمت کش : عزیزم واقعاً چرا ؟
زن ظالم : باز چته ؟
مرد زحمت کش : نه خوب لطفاً یکی به من بگه چرا ؟
زن ظالم : اه . چی چرا ؟ (با چهره ای اخمالو)
مرد زحمت کش : مثلاً شما چرا سربازی نمی ری ؟ ها ؟
زن ظالم : (با غروری پوچ) چون من یه دخترم . 
مرد زحمت کش : خوب دختر باشید این که نشد دلیل عزیزم . از صبح تا شب نشستی تو خونه چیکار می کنی ؟
زن ظالم : به تو چه . (با لحنی بد) 
وقتی مرد زحمت کش و مظلوم می بینه که زنش خیلی بد دهنه لحنش کمی تند تر می شود .
مرد زحمت کش : همین دیگه همین . فکر کردی چون یه دختری نباید کار کنی . واسه همینم روز به روز دارید لوس تر می شید . بابا والا تو آمریکا و اروپا دختراشونم می برن سربازی . دمشون گرم از صدتا مردم مردترن !!!
زن ظالم : خوب به جهنم که می برنشون سربازی . اصلا مگه اینجا آمریکا و اروپاس ؟
مرد زحمت کش : نه دیگه اینجا آمریکا و اروپا نیست دیگه اگه بود که من حقمو ازت می گرفتم.
زن ظالم : بسه دیگه بسه زیاد حرف نزن . برو اون ظرفا رو بشور بعدشم بدو برو میوه بخر الان مهمونا میان .
مرد زحمت کش : (مرد بیچاره تو دلش می گوید) فک کرده کیه . تقصیر خودمه که رفتم خواستگاریش . نباید میرفتم تا تو خونه بابا جونش بترشه . بیشعور ....
زن ظالم : چی گفتی ؟ به من میگی بیشعور ؟
مرد زحمت کش : (از تعجب چشمانش گرد می شود) من گفتم بیشعور ؟ من غلط بکنم چنین حرفی بزنم ؟
زن ظالم : زدی . با همین دوتا گوشای خودم شنیدم که گفتی بیشعور .
مرد زحمت کش : بابا به جان خودت که قد همه دنیا دوست دارم نگفتم . (البته دروغ می گوید)
زن ظالم : این دفرو می بخشمت . ولی یه بار دیگه بشنوم هر چی دیدی از چشم خودت دیدی .
مرد زحمت کش : (با منظوری خاص و لبخندی موزیانه) راستی امشب اون داداشتم میاد ؟
زن ظالم : منظورت چیه ؟ خوب ملومه که میاد . مگه بدون داداش گلم میشه ؟
مرد زحمت کش : نه که نمیشه . راس میگی . زنشم میاد ؟
زن ظالم : آره نکبت . داداشمو بیچاره کرده .
مرد زحمت کش : آخی تفلک داداشتم چقدر مظلومه (با طعنه) . هر کی جای خانومش بود تا الان ۱۰۰۰ بار درخواست طلاق داده بود . 
زن ظالم : ببین دیگه داری بیشتر از کپنت حرف می زنی . پس اون خواهرای تو خوبن ؟ ۱۰۰ سالشونه هنوز تنگ دل بابات اینا نشستن . 
مرد زحمت کش :
(خودش را نگه می دارد) چشونه ؟ ماشاالله از هر انگشتشون ۱۰۰ تا هنر میریزه .
زن ظالم : اوه اوه . جمع کن نزار بریزه این هنرا . زرشک بابا !!! تو مادرتم هنر نداشت چه برسه به خواهرای چپرچولت .
مرد زحمت کش : (نمی تواند خودش را نگه دارد و از کوره در می رود) حالا مامان شما خیلی هنر داشت به دخترش آشپزی یاد می داد . 
زن ظالم : به مامان من می گی بی اورزه ؟ (به طرف آشپزخونه می رود)
مرد زحمت کش : من گفتم بی اورزه ؟ آره اصلا گفتم بی اورزه . مگه نیست ؟ (کمر بند می کشد) 
زن ظالم : چرا هست ولی دخترش که بی اورزه نیست . (ملاغه را بالا میبرد تا تو سر مرد زحمت کش بزند) 
حالا اینکه کی میزنه و کی میخوره به ما ربطی نداره ولی به نظر من که طرز حرف زدن خانوم خیلی بد و بی ادبانه بود !!!
نظر یادتون نره !!! 
یه ذره دیگه . آها !!! دیدی ؟ دیدی راه های بهتری ام برای وقت تلف کردن هست !!!
یه نمونش زن اول همین سینا که چون دست پختش بد بود و سینا رو راضی نمی کرد سینا تو دیگ آبپزش کرد و خوردش !!!
می خوای مرتبه زمانی الگوریتم استراسنو حساب کنی ؟
یا شایدم یه برنامه با اسمبلی بنویسی که پوشک بچه رو عوض کنه !!! 


از اولشم ملوم بود شماها سر این بنده خداهارو به باد می دید .
